ناصر خسرو
2
وجه دين ( فارسى )
آگاهى دهيم جويندگان سرّ نامتناهى را آنكه ايزد تعالى مردم را از براى بيم و اميد آفريده است آنگه مرو را به بهشت اميدوار كرده است و بدوزخ بترسانيده است پس گويم كه اندر نفس مردم بيم از دوزخ نشانست و اميد اندر و از بهشت اثر است و اين دو چيز كه اندر آفرينش مردم پوشيده است « 1 » دليل كند بر بيم كلّى كه آن دوزخست و بر اميد كلّى كه آن بهشتست « 2 » و رسول محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مر خلق را سوى خدا خواند ، همين دو حال كه اندر آفرينش خلق بود بفرمان خداى تعالى پيش ايشان آورد ، يكى اميد كه آن مايهء دولت و رحمت و آسايش و بقاى دو جهانى بود و يكى شمشير كه آن مايهء بيم و قتال و فناى دو جهانى بود و يكى ديگر شريعت كه دست بازداشتن بود از ايشان و گذاشتن مر ايشان را به حال زندگى كه آن نشان امن و بقاى اين جهانى بود . پس هر كه بشمشير او عليه السّلام كشته شد به دو جهان فانى گشت و هر كه فرمان او باميد پذيرفت به دو جهان بقا يافت و هر كه او دين از بيم شمشير پذيرفت بدين جهان بقا يافت و ببقاى آن جهان نرسيد و چون بقاى گذرنده از بيم شمشير پذيرفته شود كه او مايهء قتال است « 3 » آن بقائى باشد كه علّت او فنا باشد و هر چيز را بازگشت بعلّت خويش باشد . پس درست شد كه هر كه مسلمانى از بيم شمشير پذيرفت از اميد بىنصيب و بقاى جاويدى نيافت و هر كه دين باميد بقاى جاويدى پذيرفت علّت بقاى فانى او بقاى جاويدى بود و مرو را بقاى
--> ( 1 ) نخ : پوشيدهست . ( 2 ) نخ : بهشتست . ( 3 ) نخ : قتالست .